مذهب اعتقادی مأمون یکیاز مسائل اختلافی و چالشی مورخان شیعه، سنی و مستشرقان میباشد. تقلید وی از تشیع به معنای آنچه امامان شیعه بدان معتقد بودند، از سوی برخی از مورخان شیعه رد میگردد.[۵۳] از سوی دیگر در بعضی از منابع دارای اعتبار اهلسنت بر تشیع مأمون تأکید گردیده است؛ بهتیتر مثال ذهبی، ابنکثیر و ابنخلدون بر شیعهبودن وی تصریح کرده، و در بعضا مورد ها دولت عباسی را دولت شیعی معرفی کردهاند.[۵۴] سیوطی نیز آوازه تشیع مأمون را نقل نموده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد است.[۵۵]
در بعضی موردها سیاستها و اقدامات مأمون در دوستی با آل علی، اتهام رافضی بودن او را از سوی معارضان داخلی خویش یعنی بستگان عباسی بومی در بغداد در پی داشت.[۵۶] در منابع تاریخی گزارشهایی از سیاستها و سعی مأمون در زمان خلافتش آمده میباشد که حکایت از تمایلات شیعی وی میباشد. این نوع اقدامات مأمون را میقدرت در یکسری مسأله تبیین مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد:
سفارش خلافت و ولایتعهدی به آلعلی: مدعیان تشیع مأمون معتقدند سفارش واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون ریشه در تربیت او در فضای قرابت فکری معتزله و شیعه بهویژه در قضیه برتری امام علی(ع) در خلافت برمیشود. افزون بر آن خراسانی بودن مامان مأمون که به حقانیت امام علی(ع) و فرزندانش ایمان داشت و رویش یافتن وی نزد اهل یک محل خراسان نقش مهمی در تمایل وی به مذهب تشیع داشت. طبق این داعیه مأمون باایمان عهدوپیمان بست در صورتیکه بر برادرش برنده شود، خلافت را به برگزیدگان شخص از قوم و قبیله علی(ع) واگذار مینماید؛ از اینرو بعد از باخت امین به وعده خویش وفا کرد و امام رضا(ع) را بهتیتر ولیعهد خویش گزینش کرد.[۵۷] این مبادرت مأمون موجب شد بعضی مورخین نظیر سیوطی اورا شیعه افراطی مسجد بابا غدیر مشهد بدانند.[۵۸]
بازگرداندن فدک به سادات علوی: مأمون بعد از رجوع به بغداد و استقرار بی نقص حکومتش تصمیم گرفت فدک را به اولاد فاطمه(س) برگرداند البته مخالفتها زیاد بود. از این رو ۲۰۰ نفر از علما را به نشستای دعوت کرد و از آنها خواست حیث خویش را در باب فدک ذکر نمایند. بعد از ارائه ایده ها گوناگون سود نشست این شد که فدک وابسته به حضرت زهرا(س) میباشد و می بایست به وارثان اساسی آن برگردد. پافشاری مخالفین موجب شد مأمون نشستای دیگر با دعوت از علمای بیشتری از سراسر قلمرو اسلامی برگزار نماید سود این گردهمایی نیز مانند گردهمایی ابتدا بود. از اینرو در سال ۲۱۰ق به قثم بن جعفر والی مدینه نوشت فدک را به اولاد فاطمه برگرداند.[۵۹] به اعتقاد و باور بعضی دانشمندان ازآنجاکه غصب فدک همواره بهتیتر یک ابزار سیاسی در نزد خلفا برای فشار بر اهل بیت و شیعه ها بوده، واگذاری آن بوسیله مأمون نیز علامت از تمایل وی به قوم اهل بیت و حقانیت آن ها بوده میباشد.[۶۰] خبر واگذاری فدک به صاحبان مهم آن در سرودههای شاعران نمایان مسجد بابا قدرت مشهد شد.
بهتیتر مثال دعبل خزاعی بعد از برگرداندن فدک به اولاد فاطمه(س) شعری سرود که مصرع نخستین آن این میباشد:
اَصْبَحَ وَجْهُ الزَّمانِ قَدْ ضَحِکاً
بِرَدَّ مَأْگیسوُنُ هاشِمَ فَدَکاً
ترجمه: برچهره فرصت لبخند شور گرد هم آیی، بعد که مأمون فدک را به بنی هاشم برگردانید.[۶۱]
حلیت وصلت موقت: مأمون علیرغم مخالفتهای جانور در جامعه اهلسنت، حرام بودن آن را برداشت و آن را مجاز ذکر کرد. ولی بعداز آنکه یحیی بن اکثم، حکم کننده القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به وی اظهار کرد امام علی(ع) نیز تزویج موقت را حرام میدانست وی نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم قیدش را زد.[۶۲]
ثابت برتری امام علی(ع) بر خلفا و اعلام قانونی آن: در منابع دارای اعتبار شیعه و اهل سنت آمده میباشد مأمون مجلسی با حضور ۴۰ نفر از علمای پر رنگ اهلسنت آن زمان برپا و با آنها درباره برتری امام علی(ع) بر دیگر خلفا مناظره کرد و در آن مناظره بر آنها غلبه کرد و آنها به برتری امام علی(ع) پس از فرستاده(ص) اعتراف کردند.[۶۳] افزون بر آن مأمون در سال ۲۱۲ق برتری امام علی(ع) بر ابوبکر و قدمت را اظهار کرد.[۶۴]
بیزاری مأمون از مدح معاویه و مجازات سبِّ علی: مامون در سال ۲۱۱ق از عده ای که معاویه را مدح میکردند اعلام برائت کرد و مجازات برای کسانی که از وی به خوبی خاطر میکردند، در لحاظ گرفت.[۶۵]
تصریح مأمون به تشیع خویش و پدرش هارون: اعلام تشیع مأمون به وسیله بعضا مورخین گزارش گردیدهاست.[۶۶] در بعضا از گزارشها آمده میباشد مأمون به دوروبری ها خویش اعلامکرد مذهب شیعه را از پدرش هارون فراگرفته میباشد. از وی پرسیدند: درصورتیکه هارون عباسی شیعه بود چرا اهل بیت(ع) را میکشت؟ مأمون در پاسخ گفته بود: «المُلکُ عَقیم» (حکومت بابا و فرزند نمیشناسد چه برسد به سایر افراد).[۶۷]
مذهب اعتقادی مأمون یکیاز مسائل اختلافی و چالشی مورخان شیعه، سنی و مستشرقان میباشد. تقلید وی از تشیع به معنای آنچه امامان شیعه بدان معتقد بودند، از سوی برخی از مورخان شیعه رد میگردد.[۵۳] از سوی دیگر در بعضی از منابع دارای اعتبار اهلسنت بر تشیع مأمون تأکید گردیده است؛ بهتیتر مثال ذهبی، ابنکثیر و ابنخلدون بر شیعهبودن وی تصریح کرده، و در بعضا مورد ها دولت عباسی را دولت شیعی معرفی کردهاند.[۵۴] سیوطی نیز آوازه تشیع مأمون را نقل نموده مسجد غدیر بلوار معلم مشهد است.[۵۵]
در بعضی موردها سیاستها و اقدامات مأمون در دوستی با آل علی، اتهام رافضی بودن او را از سوی معارضان داخلی خویش یعنی بستگان عباسی بومی در بغداد در پی داشت.[۵۶] در منابع تاریخی گزارشهایی از سیاستها و سعی مأمون در زمان خلافتش آمده میباشد که حکایت از تمایلات شیعی وی میباشد. این نوع اقدامات مأمون را میقدرت در یکسری مسأله تبیین مسجد غدیر فلاحی مشهد کرد:
سفارش خلافت و ولایتعهدی به آلعلی: مدعیان تشیع مأمون معتقدند سفارش واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون ریشه در تربیت او در فضای قرابت فکری معتزله و شیعه بهویژه در قضیه برتری امام علی(ع) در خلافت برمیشود. افزون بر آن خراسانی بودن مامان مأمون که به حقانیت امام علی(ع) و فرزندانش ایمان داشت و رویش یافتن وی نزد اهل یک محل خراسان نقش مهمی در تمایل وی به مذهب تشیع داشت. طبق این داعیه مأمون باایمان عهدوپیمان بست در صورتیکه بر برادرش برنده شود، خلافت را به برگزیدگان شخص از قوم و قبیله علی(ع) واگذار مینماید؛ از اینرو بعد از باخت امین به وعده خویش وفا کرد و امام رضا(ع) را بهتیتر ولیعهد خویش گزینش کرد.[۵۷] این مبادرت مأمون موجب شد بعضی مورخین نظیر سیوطی اورا شیعه افراطی مسجد بابا غدیر مشهد بدانند.[۵۸]
بازگرداندن فدک به سادات علوی: مأمون بعد از رجوع به بغداد و استقرار بی نقص حکومتش تصمیم گرفت فدک را به اولاد فاطمه(س) برگرداند البته مخالفتها زیاد بود. از این رو ۲۰۰ نفر از علما را به نشستای دعوت کرد و از آنها خواست حیث خویش را در باب فدک ذکر نمایند. بعد از ارائه ایده ها گوناگون سود نشست این شد که فدک وابسته به حضرت زهرا(س) میباشد و می بایست به وارثان اساسی آن برگردد. پافشاری مخالفین موجب شد مأمون نشستای دیگر با دعوت از علمای بیشتری از سراسر قلمرو اسلامی برگزار نماید سود این گردهمایی نیز مانند گردهمایی ابتدا بود. از اینرو در سال ۲۱۰ق به قثم بن جعفر والی مدینه نوشت فدک را به اولاد فاطمه برگرداند.[۵۹] به اعتقاد و باور بعضی دانشمندان ازآنجاکه غصب فدک همواره بهتیتر یک ابزار سیاسی در نزد خلفا برای فشار بر اهل بیت و شیعه ها بوده، واگذاری آن بوسیله مأمون نیز علامت از تمایل وی به قوم اهل بیت و حقانیت آن ها بوده میباشد.[۶۰] خبر واگذاری فدک به صاحبان مهم آن در سرودههای شاعران نمایان مسجد بابا قدرت مشهد شد.
بهتیتر مثال دعبل خزاعی بعد از برگرداندن فدک به اولاد فاطمه(س) شعری سرود که مصرع نخستین آن این میباشد:
اَصْبَحَ وَجْهُ الزَّمانِ قَدْ ضَحِکاً
بِرَدَّ مَأْگیسوُنُ هاشِمَ فَدَکاً
ترجمه: برچهره فرصت لبخند شور گرد هم آیی، بعد که مأمون فدک را به بنی هاشم برگردانید.[۶۱]
حلیت وصلت موقت: مأمون علیرغم مخالفتهای جانور در جامعه اهلسنت، حرام بودن آن را برداشت و آن را مجاز ذکر کرد. ولی بعداز آنکه یحیی بن اکثم، حکم کننده القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به وی اظهار کرد امام علی(ع) نیز تزویج موقت را حرام میدانست وی نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم قیدش را زد.[۶۲]
ثابت برتری امام علی(ع) بر خلفا و اعلام قانونی آن: در منابع دارای اعتبار شیعه و اهل سنت آمده میباشد مأمون مجلسی با حضور ۴۰ نفر از علمای پر رنگ اهلسنت آن زمان برپا و با آنها درباره برتری امام علی(ع) بر دیگر خلفا مناظره کرد و در آن مناظره بر آنها غلبه کرد و آنها به برتری امام علی(ع) پس از فرستاده(ص) اعتراف کردند.[۶۳] افزون بر آن مأمون در سال ۲۱۲ق برتری امام علی(ع) بر ابوبکر و قدمت را اظهار کرد.[۶۴]
بیزاری مأمون از مدح معاویه و مجازات سبِّ علی: مامون در سال ۲۱۱ق از عده ای که معاویه را مدح میکردند اعلام برائت کرد و مجازات برای کسانی که از وی به خوبی خاطر میکردند، در لحاظ گرفت.[۶۵]
تصریح مأمون به تشیع خویش و پدرش هارون: اعلام تشیع مأمون به وسیله بعضا مورخین گزارش گردیدهاست.[۶۶] در بعضا از گزارشها آمده میباشد مأمون به دوروبری ها خویش اعلامکرد مذهب شیعه را از پدرش هارون فراگرفته میباشد. از وی پرسیدند: درصورتیکه هارون عباسی شیعه بود چرا اهل بیت(ع) را میکشت؟ مأمون در پاسخ گفته بود: «المُلکُ عَقیم» (حکومت بابا و فرزند نمیشناسد چه برسد به سایر افراد).[۶۷]

مسجد غدیر باباعلی ارشاد مشهد بهعنوان پایگاه فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی